گرگان - یکشنبه 28 بهمن 1397 - دما درجه سانتیگراد




1392/10/16 - شماره 1176
پای صحبت رامین کاکاوند مدرس نورپردازی ؛ عکاسان برای آموزش هزینه نمی کنند

گفت و گو : محمد جواد مکتبی -   رامین کاکاونددرسال 1364 در تهران بدنیا آمد و پس از تحصیل در رشته ادبیات و فراگیری همزمان آموزش های پایه ای عکاسی ، سال82 با پذیرش در رشته حقوق دانشگاه تهران مهارت های حرفه ای عکاسی را از طریق مطالعه مقالات انگلیسی ، کتب، شرکت در سمینارها وبهره مندی از سیامک میگلی بدست آورد . از همان دوران به سبب علاقه وافر به آموزش،در سال 84 به مدت شش ماه در شبکه تلویزیونی جهانی IRIB2 به آموزش زنده عکاسی پرداخت که این امر تحسین بسیاری از صاحب نظران این حوزه را برانگیخت . همکاری موفق آمیز با بیش از 200 شرکت معتبر ایرانی و خارجی در زمینه عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از سوابق اوست او کارشناس ارشد حقوق بین الملل و صاحب امتیاز ، مدیرمسوول وسردبیر ((نوررویایی)) نخستین فصلنامه تخصصی ، آموزشی عکاسی کشور است . کاکاوند علاوه بر وکالت و اشتغال به عنوان کارشناس حقوقی ارشد مرکز داوری اتاق بازرگانی ایران و فعالیت در زمینه برگزاری سمینارهای آموزشی ، داوری و مسابقات عکاسی مولف کتابهای (( نورپردازی حرفه ای 1 و2)) و (( حقوق عکاسان )) می باشد.به بهانه حضور او در کارگاه نورپردازی گرگان ، کاکاوند مهمان مابود...

 

عکاسی را از چه زمانی شروع کردید؟

از دوران دبیرستان با دوربین آنالوگ که از گاوصندوق پدربزرگم به یادگارمانده بود عکاسی را به شکل تفننی شروع کردم.

چه زمانی این فعالیت جدی شد؟

سال 82 رشته حقوق دانشگاه تهران قبول شدم و همزمان کار حرفه ای و سودآوری عکاسی را پیش رو قرار دادم.اولین پروژه  ام عکاسی صنعتی بود؛ در نمایشگاه بین المللی برای عکاسی از یک محصول، با مراجعه غرفه های دیگر روبرو شدم که از محصولاتشان عکس بگیرم. بعد هم به کارخانه ها و دفترهایشان رفتیم و عکاسی کردم، همین باعث شد که وارد عکاسی صنعتی شوم.

و ظاهرابه عکاسی صنعتی علاقه زیادی هم دارید؟

ببینید، رفتار مشتریان صنعتی خیلی بهتر از مشتریان عروسی و آتلیه و... است، به هر حال آنها افراد تحصیل کرده ای هستند، از طرفی دیگر من دوست داشتم تجهیزات نویی را ببینم، محصولات و قسمتهایی از دستگاهها که برای دیگران راز بود من به راحتی می توانستم از آنها عکس بگیرم. این شد که با صنعت بیشتر آشنا شدم و علاقه ام بیشتر شد. حالا هم که در طراحی فلش های عکاسی استودیو هستیم آن تجربه ی عکاسی صنعتی خیلی به دردم خورد.

چطور بین عکاسی و حقوق ارتباط ایجاد کردید و به چاپ کتاب رسیدید؟علاقه ی پدرم این بود که فعالیتم را در رشته حقوق ادامه بدهم تا آینده شغلی تضمین شده ای داشته باشم، البته پدر و مادرم مشوقان اصلی من در عکاسی بودند و برایم دوربین گرفتند و امکانات آن را در اختیارم قرار دادند اما بعدا توانستم با درآمدهایی که از راه عکاسی به دست آوردم دوربین بخرم و به عکاسی جدی تر توجه کنم. در آخر هم باید حقوق را به عکاسی ربط می دادم؛ کتاب « حقوق عکاسان و آنچه هنرمندان و اصحاب رسانه باید از قوانین بدانند» را نوشتم تا جامعه بداند عکاسان هم حقوقی دارند.

ظاهرا این کتاب جاذبه های خوبی برای مخاطبان داشته است...

در این کتاب بحث تخصصی و تفسیر تشریح وار از قانون که مربوط به عکاسان می شد چه مستقیم و چه غیرمستقیم جمع آوری کردم مثلا در قانون مدنی بحث قراردادها  را آوردیم، در قانون جزا بحث تفتیش و بازداشت. خب، یک عکاس برای پروژه اش هم قرارداد می بندد و هم به عنوان یک خبرنگار ممکن است جایی بازداشت هم شود. درکتاب شرایط بازداشت و تفتیش دفترکار عکاس را گفتیم، از حقوق رسانه ها صحبت کردیم، همچنین از حقوق تجارت و... در انتها هم در رابطه با حقوق صنفی عکاسان صحبت کردیم، بحث قانون نظام صنفی و قانون تعزیرات را به صورت محشا آوردیم یعنی اگر(به عنوان مثال) به ماده 20 قانون تعزیرات ارجاع داده شده، ما آن ماده را در پاورقی کتاب نوشتیم تا فرد اسیر کتابخانه ها یا کتابهای دیگر نشود.

به نظر می رسد بخش واژه نامه کتاب جذابیت بیشتری داشته است و برای اولین بار هم هست که چنین کاری صورت گرفته...؟درست است برای اولین بار بخش پایانی کتاب را به واژه نامه اختصاص دادیم چون لغات پر طمطراق عربی و حقوقی برای یک عکاس سنگین است. خوشبختانه خود ارشاد هم از آن استقبال کرده در حالی که من فکر می کردم ممکن است موضع بگیرد. به هر حال آنها هم حمایت کردند و هم کتاب را معرفی کردند و جوّ دارد جوّ مساعدی می شود.

اما ظاهرا برای معرفی کتاب در میان عکاسان بویژه در شهرستانها اقدامی صورت نگرفته و بیشتر در سطح دانشگاهی مورد استفاده قرار گرفته است؟

این کتاب منبع درسی رشته عکاسی تبلیغاتی و خبرنگاری مقطع کارشناسی دانشگاه علمی کاربردی شد و بیشتر دانشجویان این مقطع با آن سروکار دارند. در نمایشگاه اتکس و دوربین های دیجیتال هم این کتاب را عرضه کردیم اما در بحث پخش به صورت کشوری هنوز در کتاب فروشی های حقوقی آن را عرضه نکردم و فکر می کنم بیشتر در میان عکاسان بچرخد، برای چاپ بعدی آن باید ویرایش مجددی داشته باشم( با توجه به قانون مجازات که عوض شد و قانون نظام صنفی که چندی پیش اصلاحات زیادی داشت) بعد در بین قشر حقوقدان ها هم کتاب را عرضه کنیم. مهم این است که این کتاب در کتابخانه در دسترس  مشتری باشد تا بداند عکاس هم حقوق دارد، یا جامعه و حکومت بدانند که عکاسان هم از حقوقی برخوردار هستند نصف راه طی شده، بقیه می شود مطالعه خود کتاب. البته با کلید واژه های پایان کتاب حالت مرجع هم دارد.

از بحث کتاب خارج شویم، ارزیابی شما از وضعیت عکاسان یا آتلیه دارانی که به صورت کمتر تخصصی و غالبا در شهرستانها کار می کنند چیست؛ کمتر تخصصی از این حیث که گاه بدون مجوزند و گاه با مجوز کار با کیفیتی ارائه نمی دهند.؟ باید بگویم اینکه work shop (کارگاه) برای دانشجویان علمی کاربردی نبوده، اجباری هم نبوده و این همه استقبال کردند، نشانگر آن است که علاقه دارند، قشرکثیری از دانشجویان هم آمدند که نشان  می دهد مشتاق یادگیری اند که علوم روز را بدانند و این خلا را خودشان احساس کردند که نیاز به کارگاه تخصصی هست. همین احساس خلا و نیاز به آموزش یک نقطه مثبت است که نشان می دهد فرد می داند که می خواهد اصلاح شود، می خواهد پویا باشد تا در آینده موفق تر باشد.

اوضاع نورپردازی را چطور ارزیابی می کنید؟

متاسفانه بحث آموزشی در ایران عقب است و قدیمی ها شاگردی می کردند ولی با آمدن دیجیتال  باز هم ما به روز نیستیم و تکنولوژی همگام با تجهیزات وارد نمی شود بلکه ابتدا تجهیزات می آید و پس از چند سال تکنولوژی استفاده از آن تجهیزات. در عکاسی هم فرد بهترین دوربین، فلش و لنز را می خرد اما حاضر نیست برای آموزشش هزینه کند و وقت بگذارد. البته من خست خاصی در عکاسان می بینم؛ اینجا را نمی دانم اما در تهران عکاسان به هم چیزی یاد نمی دهند شاید می خواهند تکنیک ها برای خودشان نگه دارند! برای همین هست که بحث آموزشی در ایران کمی عقب است. البته جوانهایی هستند که در اینترنت فعالیت می کنند، تبلیغ کارهایشان را دارند، کلاسهای آموزشی برگزار می کنند. به نظر من قشر جوان این خاصیت که «اطلاعات را برای خود نگه دارد» ندارد، آنها خیلی راحت تر یاد می دهند چون راحت تر یاد گرفته اند، قدیمی ها خاک می خوردند، شاگردی می کردند و کلی وقت می گذاشتند تا چیزی یاد بگیرند، خب برای به دست آوردنش زحمت کشیده بودند و به راحتی هم منتقل نمی کردند.

این  مساله را جزء معایب می دانید یا مزایا؟ چون حالا بر خلاف گذشته، با ورود دیجیتال خیلی ها، زود استاد می شوند؟

از این حیث که زود استاد می شوند خیلی هم خوب است ولی از نظر اینکه رفتار حرفه ای را یاد نگرفته اند و استاد شده اند جای تامل است. در اتحادیه می بینیم جوانها گاه با اینکه حق ندارند اما به خود حق می دهند، در مقابل عکاسهای قدیمی می آیندکه حق با  آنهاست، محکوم هم نمی شوند اما حاضرند رضایت مشتری را جلب کنند و مشتری را ولی نعمت خود می دانند. جوانها غرور دارند، ادعایشان می شود، به لحاظ تجهیزات خوب و روابط عمومی بالایی که دارند با کارگروهی پروژه های سنگینی هم می گیرند مغرور می شوند.

 

* با تشکر از استاد حاج محمدی مدرس و پیشکسوت عکاسی گلستان که ما را دراین گفت و گو یاری کردند.