روزنامه ای برای مردم گلستان و مازندران

GolshaneMehr.ir
Email: info@golshanemehr.ir

 

انتخاب شماره
 صفحه اول  
 سياسي  
 ورزشي  
 اقتصاد/كشاورزي  
 اخبار  
 وبلاگ  
 صفحه آخر  
  جامعه/فرهنگ  
 
به آباداني ايران بزرگ بينديشيم
 صفحه اول 
 سياسي 
 ورزشي 
 اقتصاد/كشاورزي 
 اخبار 
 وبلاگ 
 صفحه آخر 
  جامعه/فرهنگ 

درباره ما

نظرات و پیشنهادات


Google

اداره اطلاع رسانی گلشن مهر


 

 هشدار کمیسیون عمران شورای شهر گرگان:هجوم حاشیه نشینان به شهرهای گلستان 

ابتدای صفحه

-
رئیس کمیسیون عمران شورای شهر گرگان گفت: مهاجرت گسترده از از مناطق مختلف استان به حاشیه شهرهای منطقه از جمله گرگان رشد فزاینده ای یافته است.
به گزارش مهر، عبدالرضا چراغعلی در جلسه شورای شهر گرگان افزود: مهاجرت گسترده، تفکیک زمین و ساخت و سازهای غیرقانونی و اسکان غیررسمی به شهرسازی و مدیریت شهری لطمه زده است.
وی اظهار داشت: متاسفانه حساسیت مسولان سیاسی استان و شهرستان نسبت به این ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی کم بوده و فقط نظاره گر حاشیه نشینی هستند.
وی خاطرنشان کرد: تاکنون برای جلوگیری از حاشیه نشیینی و ساخت و ساز غیرمجاز در منطقه اقدام موثر و بازدارنده نشده است.
به گفته چراغعلی، ساخت و ساز غیرمجاز و بدون برنامه در بالادست منطقه ناهارخوران با شدت تمام در حال انجام بوده و مشخص نیست چه زمانی وعده های مسئولان تراز اول استان برای توقف این ساخت و سازهای عملی می شود.
این عضو شورای شهر گرگان از مسئولان امر خواست تا پاسخ دهند چرا با متخلفان و متجاوزان با بستر رودخانه های گرگان و سایر عرصه ها ملی برخورد قاطع و قانونی صورت نمی گیرد؟.
وی یادآورشد: چه کسی باید پاسخگوی سهم اندک و ناچیز شهروندان گرگانی از سالن ها و فضای ورزشی محدود باشد و برای تامین نیازهای منطقه باید برنامه جامع ارائه شود.
چراغعلی عنوان کرد: در شرایطی که بسایری از ادارات و سازمانها در سایر شهرستانهای استان دارای نمایندگی و اداره بوده، متاسفانه شهرستان مرکز استان فاقد برخی ادارات است.
 گفت و گوي اختصاصي با محمود ناظري نمايش‌نامه نويس؛فضاهاي اجتماعي حركت به سوي درام 

ابتدای صفحه

-
محمود ناظری متولد 1347خرمشهر، ساكن شيراز
کارشناس ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه تهران دانشکده هنرهای زیبا - 1384
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز – 1372
عضو رسمی نهاد جهاد دانشگاهی فارس – شیراز از سال 1367 تا 1384
مدیر و صاحب امتیاز انتشارات نشر فصل دیگر – شیراز
مقام اول نمایشنامه نویسی با نمایش «هنگامه» در هشتمين جشنواره تئاتر دانشگاهيان كشور
مقام دوم نمایشنامه نویسی با نمایش» زن و مردی برای امروز» در نهمين جشنواره تئاتر دانشگاهيان كشور
مقام سوم نویسندگی در مسابقه نمایشنامه نویسی رادی در نهمين جشنواره تئاتر دانشگاهيان كشور
برنده لوح سپاس در بخش مقاله دهمين جشنواره تئاتر دانشگاهيان كشور
مقام اول بخش گزارش در محور میراث فرهنگی و گردشگری اولین جشنواره موضوعی نشریات دانشجویی
برگزیده نخستین جایزه دوسالانه نمایشنامه نویسی ایران با نمايشنامه ناخوانده
مقام اول دومين دوره ي جايزه ادبيات نمايشي ايران با نمايشنامه «يك اتاق با دو در»
مقام دوم نمايشنامه نويسي در ششمین جشنواره سراسری تئاتر کانونهای نمایشی کشور
مقام سوم بخش نمایشنامه های کوتاه غیر چاپی در سومین دوره جایزه ادبیات نمایشی ایران
لوح تقدیرمسابقه نمایشنامه نویسی دوازدهمین جشنواره تئاتر مقاومت فتح خرمشهر
برگزیده بخش تولید متون فاخر نمایشی و نمایشنامه خوانی بیست و هفتمین جشنواره تئاتر بین المللی فجر و...
آثار چاپ شده:
مجموعه نمايش نامه» فصل بهار نارنج»
مجموعه نمايش نامه «خوابیدن زیر صفحه حوادث روزنامه»
نمايش نامه « ناخوانده» و «زنان بی حضور آقایان «‍نمايش نامه» یک اتاق با دو در»، «بی بال پریدنارو ول کن «، «حال من خیلی خرابه» و...
«هنگامه»- چاپ شده بعنوان برگزیده در مجموعه های منتخب جشنواره بین المللی دفاع مقدس
«زن و مردی برای امروز» – چاپ شده بعنوان نمایشنامه برگزيده در جشنواره سراسری دانشجویان کشور
«از درون به برون « بعنوان تولید متون نمایشی فاخر و نمایشنامه خوانی جشنواره بین المللی تئاتر فجر
آثار زير چاپ:
«اطلاع رسانی در نمایشنامه نویسی»
«آموزش نمایشنامه نویسی همراه با تمرین»
حضور در جشنواره هاي متعدد استاني، منطقه اي، فجر، بانوان، كانون هاي نمايشي شهرداري، دفاع مقدس، مشاهير اسلام و اجراي عمومي آثار وي در اقصا نقاط كشور
ساير فعاليت‌ها:
ترانه سرايي و چاپ چندين مجموعه، داوری، بازبینی و بازخوانی در چند دوره جشنواره تئاتر بهار نمایش دانشگاه شیراز و منطقه جنوب،جشنواره نمایشنامه خوانی استانی استهبان، نخستین جشنواره تئاتر ایثار و شهادت استان فارس، فعالیت در خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا منطقه فارس شیراز به مدت چهار سال، درج مقاله، نقد و یادداشت در جراید و...




گفت‌وگو: سيد حسن حسيني نژاد

در جشنواره های مختلف، نمایشنامه های متعددي به دبیرخانه ها ارسال می شود. جنابعالي بعنوان یک نمایشنامه نویس و به عنوان فردی که در برخی مواقع در مقام بازخوان این آثار را خوانده اید، مهمترین مشکلات آنهارا چگونه ارزیابی می کنید؟
در ابتدا بهتر است به یک نكته بیندیشیم كه چرا نمایشنامه های ما کمتر واجد موقعیتهای نمایشی متنوع، بدیع، خلاقانه و چرا غالبا تکراری و یکنواخت هستند؟... آیا مناسبات اجتماعی و روابط آحاد جامعه ما دارای پیچیدگی و درهم تنیدگی نیستند، یا آنکه بازخورد واقعی آن، تحت تاثیر فرهنگ لاپوشانی، ریا و خط زدن صورت مسئله ها، در ذهن و تخیل ما جان نمی گیرند ؟ و یا آنکه ترسی عادت شده و منعی فرض شده، ما را از قلمی کردنشان باز می دارد؟ آیا روابط و مناسبات اجتماعی ما تحت تاثیر مناسبات فرهنگی و اعتقادی ما محدود و ?رزبندی شده است و صمیمیت ها و برخوردها و روابط کاری و بده بستانهای انسانی براستی تعریف شده، رعایت شده و خط کشی شده هستند، تا جایی که به شکل گیری درام راه نمی دهد، که اگر چنین است خروجی آن نمی بایست حوادثی باشد که حتی خوانش گزارش گذرای گوشه ای از آنها در جراید چنین دهشتناک بنمایاند!، و یا آنکه ما غافل از قابلیتهای صحنه و امکاناتش برای خلق آثار متنوع هستیم و محدود فرضش کرده ایم، که البته در قیاس با برخی نمایشنامه ها ی اخیر و گذشته ی خودمان و نمایشنامه های ترجمه شده ای که انتشارشان در دهه ا?یر فزونی گرفته است، چنان غفلت و فرضی سهل انگارانه به نظر می رسد...در واقع جای موقعیتهای نمایشی متنوع که آبستن چالشهای اینزمانی و اینمکانی قابل تحلیل و بررسی و عرضه هستند در متون نمایشی ما خالی ست. آیا آنچه در حوزه ی اجتماعی ما جاری ست بطور طبیعی راه به درام نمی دهد و از اینروست که برخی، به ندرت بسترهای تاریخی سرزمینمان و برخی نیز فضاهای عرفانی بیشتر موجود در شعر و ادبیات و برخی هم وقایع مذهبی را جایگزین عرصه های اجتماعی کرده اند ؟ یا آنکه ساز و کارهای فرمایشی فرا روی نمایشنامه?نویسان ما را دور از این عرصه نگاه داشته است؟....

تا چه حد متون نمایشی یاد شده یا شخصیتهای آن نمایشنامه ها را قابل همذات پنداری می دانید؟
در این خصوص ابتدا یک سوال به ذهنم خطور کرده است و آن اینکه تصنعی از کار درآمدن برخی شخصیتها و دردها و دردناکیهایشان و موقعیتهایی که علی الظاهر خواسته ایم سرشار از رنج و دردمندی و درماندگی نشانشان بدهیم، بخاطر چیست؟ تخیل فضاهای تجربه نکرده و بسنده کردن به شنیده های سطحی و خوانشهای گذرای روزنامه ای باعث این لطمه است یا عدم تجربه های شخصی و یا اینکه عدم دردمندی و باور و درک درونی شده ی آن تلخی ها ؟ چرا گاه با آنکه سراغ موضوعات ملموس می رویم اما جز به خلق لحظه ها و شخصیتهای لوس و ناملموس نائل ?می شویم ؟... چرا اشخاص ساخته و پرداخته ما تنها روی برگهای کاغذی ما انگار که راه می روند حرف می زنند عاشق هستند رنج می کشند و هنگامی که نمایشنامه تمام می شود، مثل عروسکهای کوکی که دوباره به پشت ویترینشان برمی گردند، آنها نیز به پایان می رسند و در ذهن و دل ما ادامه پیدا نمی کنند ؟... آیا در روانشناسی شخصیتها لنگ می زنیم ـ حتی زمانی که اصطلاحات روانشناسی و روانپزشکی را در دهانشان گذارده ایم و اطلاعات خوبی از انواع روان پریشی ها و قرصهای تجویزی شان را به رخ کشیده ایم ـ، یا آنکه در شناخت و کاربر? راه های برانگیختن حس همذات پنداری مخاطب نسبت به شخصیتها کوتاهی کرده ایم؟.....

چه نکات بدیهی تری نیز قابل ذکرند که مي توانيد به آنها اشاره کنید؟
نمایشنامه، چیستان و معما نیست. موضوع و درونمایه ی نمایشنامه عبارت از کشف و حدس زدن روابط اشخاص نمایش و چرایی حضورشان و گفتگویشان نیست. این، بخشی و تنها بخشی از نمایشنامه است که می تواند در مقدمه، در میانه و در روند آن به نحو مقتضی اطلاع رسانی شود، که البته به یکباره نگفتن آن خود بعنوان بخشی از تعلیق سازی غیر محوری می تواند به کار رود. نه زود و بیکباره گفتن بدیهیات و بمباران اطلاعات و خبر رسانی، زیبایی شناسانه است و نه بی دلیل به تاخیر انداختنش. و با اینحال، تمام نمایشنامه این نیست. همچ?ین، نمایشنامه، تنها و فقط، آن داستان سرراستی نیست که نویسنده پیش خودش دارد و حالا به این ترتیب که با تکه و پراکنده کردنش، پیش و پس بردن و عقب و جلو انداختنش از شروع نمایشنامه تا پایانش آن را برای مخاطب کامل کند، بی آنکه دلیل تماتیک، فنی و قابل هضمی برای این تشتت داشته باشد و عجب که تصور نیز کند نمایشنامه همین است. توجه کنیم که مبهم سازی و معلق گویی، لزوما به مثابه ی عمیق بودن و پیچیدگی نیست. توجه و تمرکز بیش از حد به تکلف و چیستان سازی، ما را به این اشتباه می اندازد که در جریان مدیریت ساخت?ر متن، بپنداریم آنچیزی که در لایه های زیرین متن در حال جاری شدن است، فضا، حال و هوا و درونمایه ای ست که به متن تشخص، قدرت، تاثیر گذاری و هویت می بخشد، حال آنکه، همان داستان از ابتدا سرراستی ست که پنهانش کرده ایم.

نظرتان در خصوص باب شدن برخی رویکردها در نمایشنامه نویسی را که مثل موجی تئاتر ما و حتی اجراها را در برمیگیرد چیست؟
گرته برداری و استفاده تقلیدی و ترجمه وار از برخی رویکردهای هنری که بعد از خلق اولیه شان و استفاده ی چند باره خود بخود تبدیل به نوعی شگرد و تکنیک نگارشی شده اند، بدون توجه به خاستگا های فلسفی، سیاسی، و اجتماعی آن و مسیر طی شده در بروز و ظهور آنها، و بکاربری سطحی شان در هنر و ادبیات و البته نمایشنامه نویسی مان، یکی دیگر از معضلاتی ست که مبتلا به ماست. از این نمونه شگردها، یکی « پایان باز « است که با سردست ترین و بدیهی ترین برداشت گرته برداری شده یعنی ناتمام ماندن داستان و حتی تمام نکردن آن،?رواج پیدا کرده است. اگر ما داستانی را با تمام جزئیات و در ساختاری معین ساخته پرداخته کردیم تنها با حذف اتفاق پایانی آن و اینکه با ادایی روشنفکرانه اعلام کنیم پایانش را خودتان حدس بزنید یا خودتان پایانی برایش انتخاب کنید، به شگرد « پایان باز « دست نیافته ایم. گاه حتی یک پایان محتوم و غیر قابل گریز نیز که برای هر کسی قابل فهم و تصور باشد و جز آن پایان نیز هیچ پایانی متصور نباشد، اگر درجای خود آگاهانه و عامدانه حذف گردد، می تواند به مثابه ی همان پایان باز باشد. پایانی که در این فرض، چرایی اش اهمی? پیدا می کند و نه خودش، و آن چیزی که در ذهن مخاطب ادامه می یابد، در توافق و تفاهمی ضمنی و اعلام نشده.... پس لازمه ی پایان باز، تنها حذف یک حادثه یا اتفاق یا سرانجام داستانی شخصیت ها نیست. خاستگاه چنین پایانی در دل اجتماع و مسائل معاصر و موضوع و محتوا و ساختار خود متن قابل جستجو و فهم است. بطور مثال اگر شما با این دیدگاه که سرنوشت کاراکترهایی که خلق کرده اید نامعلوم و غیر قابل پیش بینی ست در دنیایی، روزگاری و پیرامونی که گرفتارش آمده اند و البته آن فضا و حال و هوا را توانسته باشید که در بیاو?ید و نشان دهید، می توانید از معلق ماندن و رها شدگی شان در پایان نمایشنامه دفاع کنید...
 بيش از 14 کيلوگرم ماده مخدر هروئين در شاهرود کشف شد 

ابتدای صفحه

-
معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان سمنان گفت: ماموران انتظامي شاهرود در بازرسي از يک دستگاه خودرو عبوري 14کيلوو 870گرم هروئين فشرده از نوع کريستال کشف کردند.
سرهنگ پاسدار علي پيوندي به ايرنا گفت: ماموران ايستگاه بازرسي شهيد نوري شاهرود روز گذشته در جريان کنترل خودروهاي عبوري به يک دستگاه خودرو سواري پژو پارس که از مشهد عازم تهران بود مظنون شده و آن را متوقف مي کنند.
وي افزود: ماموران در بازرسي از اين خودرو که با استفاده از سگ مواد ياب صورت گرفت 14کيلو و 870گرم هروئين فشرده از نوع کريستال که به طرز ماهرانه اي جاسازي شده بود کشف و ضبط مي کنند.
وي اضافه کرد: در اين رابطه سه نفر دستگير شدند.
 آدم‌هاي با فرهنگ را بشناسيد؛ پاک کردن شيشه‌ها با روزنامه از نشانه‌هاي آدم‌هاي با فرهنگ است!  

ابتدای صفحه

- ارژنگ حاتمي
موضوع انشايي که خانم معلم داده بود فرهنگ بود.پيش ماماني رفتم و موضوع انشا رو بهش گفتم، ماماني گفت: «از نشانه هاي با فرهنگ بودن اين است كه هميشه شيشه هاي خونه تميز باشه، و از اونجا كه شيشه ها فقط با روزنامه كاملا تميز ميشن، اگر ديدي يك نفر در خيابان بود و دستش روزنامه بود يعني اينكه آدم بافرهنگي است.»، از ماماني پرسيدم: «پس آدم هاي بي فرهنگ شيشه هاشون رو با چي پاك مي كنن؟»، مامان گفت: «مثل عمه ي بي فرهنگت با لنگ!»
من داشتم حرفهايي كه مامان مي زد رو توي دفتر انشام مي نوشتم كه نازنين(خواهر كوچولوم) اومد و گوشه ي دفترم رو پاره كرد و فرار كرد، منهم كيفم رو به طرفش پرت كردم... متاسفانه به دليل عدم تمرين هدف گيري ام بد شده، كيف به جاي سرش با گردنش اثابت كرد... مامان كه اين كار من رو ديد گفت: «يكي ديگر از مشخصه هاي آدم بافرهنگ اين است كه چيزي رو به سمت كسي پرتاب نمي كنند، مثلا تماشاگران بي فرهنگ توي ورزشگاه ها به داخل زمين چمن صندلي و نارنجك و بطري نوشابه پرتاب مي كنند.»
موضوع انشا رو به بابايي گفتم و بابايي گفت: «حتما خانوم معلمتان خيلي بافرهنگ است كه چنين موضوع هاي انشايي رو انتخاب ميكنه!»، اما نمي دونم چرا مامان به بابايي چشم غره رفت و بابايي هم گفت: «يادته توي اتوبوس بودي و اون آقاهه بهت گفت بي فرهنگ؟ به خاطر اين حرف رو زد كه تو داشتي پوست تخمه ات رو مي ريختي كف اتوبوس.»، به بابايي گفتم: «خب پول تو جيبي ام رو زياد كنين تا برم مغز پسته بخرم تا پوست نداشته باشه و با فرهنگ بشم!»، نمي دونم چرا بابايي بحث رو عوض كرد و گفت: «اصلا يه مثال ديگه برات مي زنم آدمهاي بافرهنگ به ح?وق ديگران احترام مي گذارند و توي محيط هاي عمومي و سربسته سيگار نمي كشند!»، به بابايي گفتم: «يعني شما بي فرهنگ هستيد؟»،بابايي كمي هول شده بود و نمي دونم چرا داشت ابروهاش رو به سمت بالا و پايين مي برد و انگشت اشاره اش رو روي دماغش گذاشته بود، من حرفم رو ادامه دادم: «پس چرا شما ديروز توي خونه ي عمو اينا شما سيگار كشيدي؟ اونجا هم عمومي بود و هم سربسته.»
نمي دونم چرا بعد از صحبت هاي من مامان به طرف بابا ملاقه پرت كرد، البته برخلاف هدف گيري من هدف گيري مامان خيلي خوب است، دقيقا ملاقه به كله ي بابايي اثابت كرد، به ماماني گفتم: «مگه شما نگفته بودي آدمهاي با فرهنگ چيزي رو پرتاب نمي كنند؟»، ماماني جواب داد: «ملاقه استثنا است و در ضمن خيلي هم فرهنگي است!»، يادم باشه براي خودم يه ملاقه بگيرم تا از اين به بعد مثل آدم هاي بافرهنگ عمل كنم و نازنين رو با ملاقه بزنم!!
پيش داداشي رفتم و ازش در مورد فرهنگ پرسيدم، داداشي گفت: «فرهنگ رو نمي دونم چيه، اما در مورد بي فرهنگي يكم اطلاعات دارم، راستش فكر كنم موتور گازي نشانه ي بي فرهنگي باشه، چون وقتي سوار موتور گازي بودم يه نفر بهم گفت بي فرهنگ.»، به داداشي گفتم: «خب شايد به خاطر چيز ديگه اي بهت گفته بي فرهنگ»، داداشي گفت: «نه! مطمئن هستم به خاطر موتور گاز بود، چون كار ديگه اي نكردم كه بهم بگن بي فرهنگ، مثل هميشه در حالي كه داشتم با يه دستم تخمه مي خوردم از چراغ قرمز رد شدم.»، من خنديدم و گفتم: «من فهميدم چرا بهت گفته بي فرهنگ? چون پوست تخمه رو داشتي مي ريختي روي زمين!»، نيم ساعتي براي داداشي در مورد فرهنگ توضيح دادم، حتي بهش گفتم كه پرت كردن چيزي دليل بر بي فرهنگ بودن آدم است، اما وقتي شكلاتش رو از روي ميزش برداشتم و فرار كردم مثل بي فرهنگ ها يه روزنامه رو لوله كرد و به طرفم پرت كرد!، يادم باشه به جاي يكي دو تا ملاقه بگيرم تا در اين گونه مواقع بتونم پاسخ دندان شكن ِ فرهنگي به داداشي بدم!
ما از اين انشا نتيجه مي گيريم كه ملاقه چيز خوبي است و آن آقا كلاغه هم كه با ملاقه زد توي كله ي الاغه در حقيقت داشته كارفرهنگي انجام ميداده!
با تشكر از پدر و مادر و برادرم كه در نوشتن اين انشاي فرهنگي به من كمك كردند!
 خبر 

ابتدای صفحه

-
كارشناس ميراث فرهنگي و دكتراي باستان‌شناسي كشور:تمام باستان‌شناسان دنيا مايل به كار در ايران هستند
كارشناس ميراث فرهنگي و دكتراي باستان‌شناسي كشور گفت: تمام باستان‌شناسان دنيا مايل به كار در ايران هستند.‌
به گزارش فارس، يوسف مجيدزاده در حاشيه همايش بين‌المللي عصر مفرغ كه در شهرستان رامسر در حال برگزاري است در جمع خبرنگاران اظهار داشت: ايران غني‌ترين كشور باستان‌شناسي خاورميانه است.
وي با بيان اينكه هر گوشه ايران داراي يك تمدن مستقل و خاصي است، افزود: با توجه به تمدن‌هاي زياد مي‌توانيم براي هر فرهنگ و تمدن يك سمينار و همايش بين‌المللي برگزار كنيم.
مجيدزاده با بيان اينكه در بحث باستان شناسي مي‌توان آدم‌هاي بد را از اين حوزه كم كرد، اظهار داشت: تمام باستان‌شناسان دنيا مايل به كار در ايران هستند.
سرپرست هيئت كاوش‌هاي بين‌المللي حوزه هليل رود تصريح كرد: ايران بهشت باستان‌شناسان دنيا است.
مجيدزاده همچنين با اشاره به اينكه به علت تعداد زياد فرهنگ و تمدن بسياري از آنها ناشناخته باقي مانده است، خاطرنشان كرد: تاكنون كتاب مرجعي همراه با تجزيه و تحليل جامع از باستان‌شناسي و مناطق ايران در كشور خودمان نوشته نشده است و بيشتر كتاب‌هايي كه نوشته شده بيشتر در حوزه خاصي بوده است.
وي با انتقاد از بعضي از مسئولان مبني بر اينكه از باستان شناسان مجرب در كنار باستان شناسان جوان استفاده نمي‌كنند، اظهار داشت: هرچه قدر سن يك باستان‌شناس بالاتر رود تجربه او هم بيشتر و مفيدتر خواهد شد.
اين كارشناس باستان‌شناسي با بيان اينكه در اين همايش‌ها، كشورها به خاطر بسياري از مشتركات تمدني و فرهنگي به هم نزديك مي‌شوند، گفت: مسئولان بايد برگزاري اين همايش‌ها را بيشتر كنند.


كتابخانه‌هاي عمومي مازندران 4 ميليون كتاب نياز دارند
مدير كل امور كتابخانه‌هاي عمومي مازندران گفت: در حال حاضر 650 هزار جلد كتاب در استان مازندران وجود دارد و با توجه به اينكه براي هر نفر دو كتاب تعريف شده است حدود 4 ميليون و 400 جلد كتاب در استان نياز داريم.‌
به گزارش فارس، رمضانعلي محسني در دومين مجمع خيرين كتابخانه‌ساز ساري كه در اداره اوقاف و امور خيريه مازندران برگزار شد، با اشاره به اينكه بسياري از مشكلات دولت را خيران در حوزه مدرسه‌‌سازي رفع مي‌كنند، تصريح كرد:‌ با كمك خيران، استان مازندران در حوزه مدرسه‌سازي به يك نقطه مطلوب رسيده است.
محسني با اعلام اينكه كتابخانه‌سازي به درستي در جامعه بايد فرهنگ‌سازي شود، افزود: كتاب و كتاب‌خواني براي همه جوامع بشري از اهميت و جايگاه مهمي در جامعه برخوردار است.
مدير كل امور كتابخانه‌هاي عمومي مازندران خاطرنشان كرد: يكي از معيارهاي رفاه اجتماعي كتاب و كتاب‌خواني است كه در رديف مسكن و اشتغال قرار دارد.
وي بيان داشت: استان مازندران از نظر تعداد كتابخانه با توجه به جمعيت زياد در سال 84 رتبه 25 و در حال حاضر رتبه 23 را در كشور داريم و تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله زيادي است.
محسني با اشاره به اينكه استان مازندران در معيار استقبال از كتابخانه رتبه نخست را كسب كرده است، افزود: براي 44 درصد جمعيت مازندران كتابخانه وجود دارد و با كمك دولت، مشاركت مردم و خيرين اين وضعيت را افزايش دهيم.
وي با اشاره به اينكه چهار كتابخانه استاندارد نياز شهر ساري است، تصريح كرد: در حال حاضر دو كتابخانه عمومي در ساري مشغول سرويس‌دهي به مراجعان هستند و با توجه به جمعيت شهر ساري حدود 8‌ هزار و 800 متر فضاي كتابخانه براي شهر ساري نياز داريم.
مدير كل امور كتابخانه‌هاي عمومي مازندران بيان داشت: در حال حاضر 650 هزار جلد كتاب در استان مازندران وجود دارد و با توجه به اينكه براي هر نفر دو كتاب تعريف شده است حدود 4 ميليون و 400 جلد كتاب در استان نياز داريم.
وي با اشاره به اينكه ساخت 12 كتابخانه در سفر دوم هيئت دولت براي مازندران بوده است، تصريح كرد: اعتبار مطالعاتي كتابخانه مركزي مازندران كه در شهر ساري احداث مي‌شود تامين شده است و زمين اين كتابخانه توسط شهرداري تامين شده است.
حجت‌الاسلام سيف‌الله سهرابي مدير كل اوقاف و امر خيريه مازندران نيز در اين مراسم از اجراي طرح جامع در مساجد مازندران خبر داد و اظهار داشت: در اين طرح كتابخانه با كتاب‌هاي مختلف در امامزاده‌ها و مساجد قرار مي‌گيرد و كتابخانه‌هاي مساجد بايد جذاب باشند و بايد نگاه مثبت در اين زمينه بيشتر شود.
 خبر 

ابتدای صفحه

-
سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری مرکز گلستان برگزار می کند؛اولین جشنواره عکس شهروندی در گرگان
سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان، اولین جشنواره ی عکس شهروندی را برگزار می نماید.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان تصویری از تلاش رفتگران (پاکبانان) شهرداری گرگان و نیز تصویری از مشارکت و همراهی شهروندان و شهرداری در رسیدگی به امور شهری محورهای این جشنواره می باشند.
مدیر عامل سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان در این رابطه بیان داشت: این اقدام در راستای ارتقاء فرهنگ شهروندی و با هدف افزایش مشارکت شهروندان در امور شهری برگزار خواهد شد و قطعا سنجش گستردگی جامعه ی شهری از دریچه ی دوربین عکاسی، شیرینی خاص خود را دارد و هنری قابل ستایش است.
فضیلت در ادامه خاطرنشان کرد: نگاهی به زحمات شبانه روزی پاکبانان و همراهی و همگامی شهروندان از دریچه ی دوربین و منظر هنر عکاسی در واقع می تواند پیوندی فی ما بین دو عرصه ی خدمت و هنر باشد چرا که هنر، خود، خدمت و خدمت، خود هنر است.
شایان ذکر است؛ آخرین مهلت ارسال آثار 31 مرداد ماه و زمان برگزاری جشنواره و افتتاحیه ی نمایشگاه، مهر ماه سال جاری خواهد بود.
همچنین برندگان بخشهای مختلف جشنواره از جوایز نفیسی همچون کمک هزینه ی سفر حج، سوریه و مشهد مقدس به انضمام دیپلم افتخار بهره مند خواهند شد.


دژ آق قلا در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید
معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان گفت: بقایای اثر ارزشمند تاریخی- فرهنگی ( دژ آق قلا) واقع در بافت شهری آق قلا پس از طی مراحل وتشریفات قانونی لازم با شماره 25369در تاریخ 18/2/88 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، حمید عمرانی رکاوندی افزود: این دژ محکم از خشت با گل و چینه را تقریباً به شکل مربع که هر ضلع آن درحدود هزار زرع بوده، برای جلوگیری از یورش وحمله ترکمنان وهمچنین برای اسکان ایل جلیل قاجار از روی تدبیر و دور اندیشی به سال 1020 هجری قمری (صفویه) در خاک یموت بنا شد.
این مقام مسئول تصریح کرد: اکنون تنها در حدود یک چهارم از دیوار باقی مانده و بخش های آن در اضلاع شرقی و غربی و خصوصاً ضلع شمالی به کلی از بین رفته وتبدیل به پلاک های مسکونی شده است.
وی خاطر نشان کرد: بقایای این دژ از تاریخ ثبت، ضمن رعایت حقوق مالکانه، تحت نظارت، مراقبت و حمایت این سازمان بوده و هرگونه اقدام و عملیاتی که منجر به تخریب و یا تغییر هویت اثر شود طبق قانون ممنوع می باشد.


رييس کانون بازنشستگان نيروهاي مسلح کشور در دامغان:مطالبات معوقه بازنشستگان نيروهاي مسلح پرداخت مي شود
رييس کانون بازنشستگان نيروهاي مسلح کشور گفت: مطالبات معوقه بازنشستگان نيروهاي مسلح به زودي پرداخت مي شود.
اسدالله حيدري در حاشيه مراسم کلنگ زني احداث کانون بازنشستگان نيروهاي مسلح دامغان گفت: اين مطالبات شامل مطالبات شش ماه دوم سال 86 و شش ماه اول سال 87 است.
وي با اشاره به افزايش حقوق بازنشستگان نيروهاي مسلح گفت: اين مطالبات به صورت نقدي داده خواهد شد. وي گفت: 500 هزار بازنشسته نيروهاي مسلح عضو 115 کانون بازنشستگان در کشور هستند.
رييس کانون بازنشستگان نيروهاي مسلح کشور گفت: ساختمان 15 کانون در استانهاي مختلف با اعتبار پنج ميليارد ريال در دست ساخت است.
به گزارش ايرنا کانون بازنشستگان نيروهاي مسلح دامغان در زميني با زيربناي 120 مترمربع و 600 ميليون ريال اعتبار ساخته مي شود.

برنامه نویس : ایمان قاسمپور
Copyright© 2005 by Iman Ghasempour